پیامدهای راهبردی خرید طلا توسط بانکهای مرکزی برای اقتصاد جهانی/ تکلیف ایران در فضا چیست؟
کاهش جایگاه دلار آمریکا، جایگزینی نظم ارزی و مالی غربمحور و افزایش امنیت مالی و کاهش وابستگی به نظام بانکی غربی از جمله پیامدهای راهبردی خرید طلا توسط بانکهای مرکزی برای اقتصاد جهانی است.
بانکهای مرکزی جهان در حال خرید بیسابقه طلا هستندو در در این میان، چین در کانون توجه قرار دارد، بطوری که براساس گزارشهای منتشر شده، ذخایر طلای رسمی بانک مرکزی چین حدود 2٬235 تن در سال 2024 اعلام شده است.
از این رو نسبت طلا به کل ذخایر ارزی چین (که بالغ بر حدود 4000 میلیارد دلار عنوان میشود) تنها حدود 4.9٪ است؛ که می توان گفت این نسبت پایین، نشاندهنده «فضای رشد» بیشتر است.
چین همچنین اقدام به ایجاد زیرساختهایی از طریق بورس طلای شانگهایبرای ارائه خدمات ارزی و ذخیره طلا به بانکهای مرکزی دیگر کرده است.
اما این اقدام بانک های مرکزی چه پیامدهایی برای اقتصاد جهانی در پی دارد؟
- 1. کاهش جایگاه دلار آمریکا
در صورتی که بانکهای مرکزی به طور گسترده به سمت طلا حرکت کنند، فشار بر دلار آمریکا به عنوان ذخیره ارزی غالب افزایش پیدا می کند، بهویژه در صورتی که کشورهایی همانند چین بخواهند بخشی از ذخایر دلاری خود را به طلا تبدیل کنند، ورود دلار به اقتصاد آمریکا ممکن است کاهش یابد و این خود میتواند اثرات تورمی و مالی در آن کشور داشته باشد.
گزارشهای منتشر شده نیز این موضوع را هشدار دادهاند که این روند، به «دلاردایی بیشتر» سبب خواهد شد.
در دهه 1970، طلا حدود 48% از ذخایر بینالمللی را تشکیل میداد، اما با پایان استاندارد طلا، افزایش نرخ بهره آمریکا و تثبیت نظام پترودلار، کشورها به سمت اوراق خزانه آمریکا چرخیدند.
از دهه 2000 تا حدود 2015، اعتماد به دلار و اوراق خزانه در اوج بود. اما از 2016 به بعد، دو عامل کلیدی این روند را معکوس کرد:
1- افزایش بدهی دولت آمریکا و کسری بودجه مزمن؛
2- ریسکهای ژئوپلیتیکی و کاهش اعتماد به دلار بهویژه از سوی چین، روسیه و برخی کشورهای بریکس.
در نتیجه، تا سال 2025 سهم طلا در ذخایر جهانی به 24% و سهم اوراق خزانه آمریکا به 23% رسیده یعنی یک نقطه چرخش تاریخی در نظام مالی جهانی.
- 2. جایگزینی نظم ارزی و مالی غربمحور
برخی تحلیلگران به این موضوع اعتقاد دارند که در «نظم جدید اقتصادی» که در حال شکلگیری است، نهادهایی همانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ممکن است از جایگاه خود متزلزل شوند و بلوکهای نظیر بریکس و شانگهای نقش بیشتری در نظم مالی بینالمللی ایفا کنند. افزایش طلا در ذخایر میتواند بخشی از حرکت به سمت «دورکردن از دلار» تعبیر شود.
- 3. افزایش امنیت مالی و کاهش وابستگی به نظام بانکی غربی
در واقع بانکهایی دارای ذخایر طلا هستند، از نظر نظری در مقابل تحریمها، بلوکه شدن داراییها یا نوسان شدید ارزی، امنیت بیشتری دارند. این نکته زمانی برجستهتر میشود که توجه کنیم کشورهایی که تحریم شدهاند یا ریسکهایی از جانب دلار دیدند، در میان خریداران بزرگ طلا هستند.
اما در این میان ایران چگونه میتواند در این فضای جدید نقشآفرینی کند؟
تنوعبخشی ذخایر: افزایش نسبت داراییهای غیردلاری و تقویت ذخایر فیزیکی، از جمله طلا، میتواند به عنوان اهرمی برای کاهش آسیبپذیری ارزی عمل کند.
ایجاد تعاملات با بازارهای شرقی: ایران میتواند با نهادها و کشورهایی که در حال حرکت به سمت نظامهای مالی جایگزین هستند، همکاری داشته باشد (بعنوان مثال ساختارهای طلای منطقهای، پیمانهای ارزی دوجانبه).
تحلیل نقش چین و بلوک شرق: با استناد به نقش پررنگ چین، ایران میتواند جایگاه خود را بهمثابه کشور شریک در «انباشت طلا»، یا حلقه اتصال اقتصادی شرق–غرب در نظر بگیرد.
هوشمندی در اطلاعرسانی و مدیریت انتظارات بازار: سوق دادن بخش خصوصی و عمومی به سمت آگاهی از روندهای جهانی، میتواند مانع از غافلگیری حاصل از چرخشهای ارزی شود.
در واقع روند کنونی که توسط نمودارها و بررسی ها نمایش داده شده است، بیش از یک حرکت مالی صرف است؛ بلکه علامتی از تغییر «نظم ارزی و مالی جهان» است.
بانکهای مرکزی دیگر صرفاً به دلار یا ذخایر سنتی تکیه نمیکنند، بلکه با سرعت در حال انباشت طلای فیزیکی هستند. چین بهویژه در این میان نقش پیشتاز دارد و با سرعتی که در نمودارش دیده میشود، میکوشد جایگاه خود را در ساختار مالی نوین تثبیت کند.
این چشمانداز برای ایران، میتواند هم تهدید و هم فرصت باشد.
تهدید از آن رو که اگر به تغییرات جهانی واکنش ندهیم، امکان دارد بخشی از قدرت و تأثیرگذاری اقتصادیمان کاهش پیدا کند؛ فرصت از آن رو که اگر هوشمندانه عمل کنیم، میتوانیم نقطه اتصال جدیدی در نظم اقتصادی در حال شکلگیری باشیم.
